خطابه اول
واگویه های تنهائی و شوق نهفتهء انشائی، وسوسه ها و دغدغه ها
از نخستین کتیبه تا خطابه های حرمت اندیشه، برآنم داشت تا باغی از آینه ها بیارایم
آراستنی نه از سر گفتن که فهمیدن و نه در حریم ادعا که گریزگاهی به روز مرگی
و یافتنی از یقین گمشده
برآنم تا اندیشه ها را در قاب آینه به حریم سخن بنشانم
و اندیشه هایتان را به امید مهر به راهی بکشانم
تا تن به زلال برکه های خیال بسپاریم و ره بسپاریم وشایسته تر آنکه راهی به هم بجوئیم از برکه های آینه لغزیده تو به تو
