لــــــوح
اگر غمی هست، بگذار باران باشد
و این باران را
بگذارتا غم تلخی باشد از سر غمخواری
و این جنگلهای سرسبز
در این جا
در آرزوی آن باشند
که مگر من ناگزیر به برخاستن شوم
تا در درون من بیدار شوند
شعر ازویلیام فاکنر ترجمه: احمد شاملو