تبليغاتX
باغ آینه

باغ آینه

آینه های رودررو افکار رودررو

با من وعده دیداری بنه

در زندگی لحظاتی هستند/ خارج ار ظرف زمان/لحظاتی پیوسته تا ابدیت/

لحظاتی چون مه ای نشسته / بر پیکر قریه ای خاموش/

لحظاتی که سنگینی بار همه زندگی بر دوش آنهاست/

و پنجشنبه از این دست بود.

سعی میکرد/ صدایش نلرزد/ آرام و شمرده گفت/که یک هفته ایست

در بیمارستان بستریست/صدایش طنین گلوله بود و انفجار/

و خس خس سینه اش/ باز مانده زخمی کهنه از جنگ/

قول دادم . فردا به دیدنش بروم

و فردا آوار همه آن لحظات بود. چرا که وقتی که رسیدم. او نبود.

و زمزمه ای بر بسترش جاری که

<< در فراسوی مرز های تنت/ با من/ وعده دیداری بنه>>

 

+ نوشته شده در  ساعت 11 PM  توسط  قائمی  | 

منبع عکس احتمالا سایت فانوس است

دلم برای باغچه میسوزد/کسی به فکر گل ها نیست/کسی به فکر ماهی ها نیست///فـــــــروغ///

 

+ نوشته شده در  ساعت 11 PM  توسط  قائمی  |