تبليغاتX
باغ آینه - فاصله

باغ آینه

آینه های رودررو افکار رودررو

فاصله

قدم میزنیم /در سکوت/ دوشادوش /در خیابانی پر از برگهای پاییزی/

چه سرمای گزنده ای؟ /و سکوتی گزنده تر /

چرا من خش خش برگها را در زیر پاهایت نمی شنوم/

چرا صدای نفسهایت دور است/ چرا این سان بیگا نه ایم /

می خواهم دستهایم را به روی شانه ات بگذارم/

دستهایم در فضا فرو می غلتد/

نگاهم می کنی و من به << آهنگ صبور این برگها

که می رویند

و می خشکند

و می پوسند

می نگرم / >>

می گویم : جدا شویم

و نگاه تو که به انتهای خیابان / خیره مانده است /

صدای مرا نمی شنوی! /

 

+ نوشته شده در  ساعت 11 PM  توسط  قائمی  |